آلبوم جدید همایون شجریان - قیژک کولی
نام خواننده : همايون شجريان
نام آلبوم: قيژک کولي
سال انتشار: 1387
----------------------------------------------------------------------------
آهنگ تصنيف عاشقانه
در تارهاي عشق تو پيچيدهام عزيز
بر بند سخت زلف تو تابيدهام عزيز
از آفتاب مهر تو روييدهام ز خاک
در سايهسار سرو تو آسودهام عزيز
از آفتاب مهر تو روييدهام ز خاک
در سايهسار سرو تو آسودهام عزيز
چون برگ زرد
چون برگ زرد
بهروي زمين سرد
بهروي زمين سرد
چون برگ زرد
جانانه در گذار تو افتادهام عزيز
در تارهاي عشق تو پيچيدهام عزيز
بر بند سخت زلف تو تابيدهام عزيز
----------------------------------------------------------------------------
آهنگ ساز و اواز بوي عشق
چه خوشست بوي عشق از نفس نيازمندان
دل از انتظار خونين دهن از اميد خندان
اگرم نميپسندي مدهم به دست دشمن
که من از تو برنگردم به جفاي ناپسندان
اگر از کمند عشقت بروم کجا گريزم
که خلاص بيتو بندست و حيات بيتو زندان
نفسي بيا و بنشين سخني بگوي و بشنو
که قيامتست چندين سخن از دهان خندان
----------------------------------------------------------------------------
آهنگ تصنيف قيژک کولي
رنگ در رنگ و به هر رنگ هزارانش طيف
نغمه در نغمه به هر نغمه به ياد ياران
قيژک کولي کوک است
دراين تنگي عصر
راست در پرده ي اندوه و فغان باران
مي زند بي که نگاهي فکند بر چپ و راست
رفته از دست و درافتاده زمستي از پاي
قيژک کولي کوک است در اين تنگي عصر
رعد را عربده بگسسته (3) ولي پيوسته قيژک کولي
در همهمه اي
هاياهاي هاياهاي
قيژک کولي در همهمه اي هاياهاي هاياهاي
قيژک کولي کوک است دراين تنگي عصر
پرده ديگر مکن و راه مگردان کولي(4)
هم مگر همرهي زخمه ي طوق تو کند(2)
دلي از گريه سبکبار
در اين تنگ غروب
رنگ در رنگ و به هر رنگ هزارانش طيف
نغمه در نغمه
به هر نغمه ...
...
----------------------------------------------------------------------------
آهنگ ساز و اواز کمند زلف
در زلف چون کمندش اي دل مپيچ کان جا
سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نيفزود
زنهار از اين بيابان وين راه بينهايت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نيفزود
زنهار از اين بيابان وين راه بينهايت
در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود
از گوشهاي برون آي اي کوکب هدايت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و ميپسندي
جانا روا نباشد خون ريز را حمايت
رندان تشنه لب را آبي نميدهد کس
گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت
اي آفتاب خوبان ميجوشد اندرونم
يک ساعتم بگنجان در سايه عنايت
عشقت رسد به فرياد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخواني در چارده روايت
----------------------------------------------------------------------------
آهنگ تصنيف زاهي عشق
زهي عشق زهي عشق که ما راست خدايا
چه نغزست و چه خوبست و چه زيباست خدايا
چه گرميم چه گرميم از اين عشق چو خورشيد
چه پنهان و چه پنهان و چه پيداست خدايا
زهي ماه زهي ماه زهي باده همراه
که جان را و جهان را بياراست خدايا
زهي شور زهي شور که انگيخته عالم
زهي کار زهي بار که آن جاست خدايا
فروريخت فروريخت شهنشاه سواران
زهي گرد زهي گرد که برخاست خدايا
فتاديم فتاديم بدان سان که نخيزيم
ندانيم ندانيم چه غوغاست خدايا
ز هر کوي ز هر کوي يکي دود دگرگون
دگربار دگربار چه سوداست خدايا
نه داميست نه زنجير همه بسته چراييم
چه بندست چه زنجير که برپاست خدايا
چه نقشيست چه نقشيست در اين تابه دلها
غريبست غريبست ز بالاست خدايا
خموشيد خموشيد که تا فاش نگرديد
که اغيار گرفتست چپ و راست خدايا