مولانا چه سروده است!! لذت بردم
| هذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرین | هذا معاد الغابرین نعم الرجا نعم المعین |
| صد آفتاب از تو خجل او خوشه چین تو مشتعل | نعره زنان در سینه دل استدرکوا عین الیقین |
| از آسمان در هر غذا از علویان آید ندا | کای روح پاک مقتدا یا رحمه للعالمین |
| حبس حقایق را دری باغ شقایق را تری | هم از دقایق مخبری پیش از ظهور یوم دین |
| ای دل ز دیده دام کن دیده نداری وام کن | ای جان نفیر عام کن تا برجهی زین آب و طین |
| ای جان تو باری لمتری شیر جهاد اکبری | باید که صف ها بردری و آیی بر آن قلعه حصین |
| هان ای حبیب و ای محب بشنو صلا و فاستجب | گر گشت جانان محتجب جان می رود نیکوش بین |
| گفته ست جان ذوفنون چون غرقه شد در بحر خون | یا لیت قومی یعلمون که با کیانم همنشین |
| سیلم سوی دریا روم روحم سوی بالا روم | لعلم به گوهرها روم یا تاج باشم یا نگین |
| هر کس که یابد این رشد زان قند بی حد او چشد | مانند موسی برکشد از خاره او ماء معین |
| چون مست گشتم برجهم بر رخش دل زین برنهم | زیرا که مشتاق شهم آن ماه از مه ها مهین |
| گفتن رها کن ای پدر گفتن حجاب است از نظر | گر می خوری زان می بخور ور می گزینی زان گزین |
| الصمت اولی بالرصد فی النطق تهییج العدد | جاء المدد جاء المدد استنصروا یا مسلمین |
| مستفعلن مستفعلن یا سیدا یا اقربا | فی نشونا او مشینا من قربه العرق الوتین |
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۹:۱۶ ق.ظ توسط هستی
|